تبليغاتX
قابل توجه تمامي بازديد کنندگان محترم: براي دانلود آهنگ هاي جناب دکتر ستار از منوي فلش سمت راست وبلاگ (دانلود آلبوم هاي ستار) بر روي آلبوم مورد نظر خود کليک کرده و ترانه ي مورد نظر خود را انتخاب کنيد تا به صفحه ي دانلود ترانه راهنمايي شويد همچنين براي دانلود ويدئوهاي دکتر ستار مي توانيد به پست دانلود موزيک ويدئوها و براي دانلود موزيک ويدئوهاي بزمي از منوي دانلود موزيک ويدئوي بزمي کمک بگيريد   *** با تشکر از شکيبائي شما    ستار همسفر خاطره ها   ***
ستار همسفر خاطره ها
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387
انواع سازهای سنتی

 

تماشایی ترین تصویر دنیا می شوی گاهی!

دلم می پاشد از هم بسکه زیبا می شوی گاهی!

حضور گاه گاهت بازی خورشید است با ابر

که پنهان می شوی گاهی و پیدا می شوی گاهی

به ما تا می رسی کج می کنی یکباره راهت را

ز ناچاریست گر هم صحبت ما می شوی گاهی

دلت پاک است اما با تمام سادگی هایت

به قصد عاشق آزاری معما می شوی گاهی

تو را از سرخی سیب غزل هایم گریزی نیست

تو هم ماننده حوا زود اغوا می شوی گاهی 

***

نمی دانم از تو با او بگوییم یا از او با تو؟ تو موهبتی هستی در خلوتگه نیازم در شبهای تارم و دانا هستی بر همه ی سر و رازم. خدایا نیازی نبود از تو با او بگویم که تو همیشه ناظر بوده ای و حاضر که حضورت را همراه زمزمه جویباران، ترنم باران و نوای روح بخش پرندگان بر شاخساراران حس می کردیم. چنان کن بتوانم از او با تو بگویم، چنان که خود می خواهی و آنچنان که دل بت آلوده ام در تمنای آن است. خداوندا مرا ببخش، بخششی که روحم را طهارت می بخشد و آن را از اسارت جسم خاکی ام می رهاند. خداوندا من شادمانی او را از تو خواسته ام هر چه که دارم از من بستان و در عوض شادی را به او ارزانی دار. من می دانم که هستی، می بینی، می شنوی و آگاهی همه چیز و همه کس، پس آنچه از تو خواستم بر من عطا کن ای رب العالمین. 

 

سلام سلامی چو بوی خوش گلهای بهاری به ستار دوستان عزیز در این بهار زیبا، فصل شکوفه و گل و بلبل. امیدوارم روزهای خوبی رو تا این لحظه پشت سر گذاشته باشید و روزهای بهتری نیز در انتظار شما عزیزان باشد.در این پست قصد دارم کمی در مورد انواع سازهای سنتی بنویسم تا همگی با آنها آشنا شویم و بررسی کنیم ستار عزیز چقدر از این سازها بهره برده و استفاده کرده اند.

***

انواع سازهای سنتی:

بـربـط

بـربـط، جـزء عـودهـاي اروپـايي است؛ و هـمـيـنطور آن را عـود هـم مي شـناسـند. گـردني کوتاه و کج با دو رديـف پـنج زه اي بـر آن کـه با کـوک چـهـارمي آن و با اسـتـفاده از پـر بال عـقـاب موسـيقـي سـنـتي را مي نوازنـد. صداي آن، صدايي بم است.

دهـل

دهـل يکي از سازهاي معـروفي است که بصورتي گـسـترده در مراسم شادي در کـردستان بکـار مي رود، هـمچـنـيـن مي تـوان آن را در نـقاط مخـتـلف ايران و جهـان پـيدا کرد. دهـل و سرنا ( سازي بادي ) معـمولا با هـمـديگـر و در موقع رقـصهـاي گـروهـي نواخـته مي شوند. صدايي بسيار بلند و قابل ملاحظه دارد. بصورتي استوانه شکـل از چوب تهـيه شده است و دو طرف آن را پـوست کـشيده اند. دهـل را بوسيلهً چـوبي که مـثـل سر عصا است در دست راست و چـوبي باريک در دست چپ مي نوازند. صداهاي بـلند را بوسيله چوبي که در دست راست دارند در مي آورند و با چوب دست چپ فـقط بصورت تـزئيني و بعـضي اوقات صداهاي زير و کوچک را مي نوازند.

قيچک

قيچک، ويولون يا کمانچه اي قوسي شکل و سازي است محلي و بيشتر در نواحي جنوبي کشور از آن استفاده مي شود. دو سوراخ بزرگ در قسمت بالائي، قيچک در نزديکي محلي که انگشتان قرار مي گيرند و يکي در قسمت پائين قرار دارد؛ که بوسيله پوست روي آن پوشيده شده است. چهار رشته اصلي و مابين هشت تا شانزده رشته، موافق با متن در اين ساز ايراني است.

سنتور

سنتورسازي است به شكل ذوزنقه متساوي الساقين، كه از دو جنس چوب و فلز تشكيل يافته است. بر سطح فوقاني سنتور هفتاد و دو سيم كشيده شده كه دو سر سيم ها به وجوه جانبي سنتور متصل مي باشد. سنتور با دو تکه ی چوبي نازك و بلند بنام مضراب نواخته مي شود و هر چهار سيم از روي يك پايه به نام خرك عبور مي نمايد.

دف

دف، چـيـزي است شـبـيه به يک چارچوب طبل، که در اکـثـر نـقاشي هاي مـيـنـياتوري، ترسيم شده است. در برخورد اول با دف، بـنظر خـيـلي ساده مي رسد؛ اما دف قابـليت به صدا درآوردن ريـتـمهـا و آهـنگـهاي مشکـل را دارد. در موقع نواخـتـن آهـنگـي صداي آن به خـوبي شـنيـده مي شود. با حلقه هاي کوچک فـلزي که در داخل آن تعـبـيه شده است تـزئـين مي شود و آن را از پـوست بز تهـيـه مي کـنـند.

دوتار

دوتار، سازي بسيار عالي که با گـردني دراز و از خانوادهً عود است، مي توان در آسياي مرکـزي، خاورميانه، و شمال شرقي چـين پـيـدا کرد. جـد اين ساز به احتمال زياد، تـنـبـور خراساني، است که شکـل آن در کـتاب الموسيقي الخبر، ال فرابي در قـرن دهـم شرح داده شده است. در ايران، دوتار را در نواحي شمال و شرق استان خراسان، بخصوص در بـين تـرکمانان، و گـرگـان و گـنـبـد، مي نوازند. وسيله ی ساز يکسان است؛ اما طريـقـه ی کوک کردن آن کـمي با هـم در مناطق مختـلف فرق دارد. دو نوع مختـلف از چوب در ساختمان دوتار مورد استـفاده قرار مي گيرد. قسمت گـلابي شکـل آن را از چـوب درخت شاه توت و قسمت گـردن آن را از چوب زردآلو يا درخت گـردو تهـيه مي کـنـند.

کمانچه

کمانچه سازي است محلي و کلاسيک که شروع آن برمي گردد به تاريخ کهن ايران زمين. کمانچه کلاً از چوب تهيه شده است و قسمتي از آن قوسي شکل است که با پوست گوسفند روي آن پوشيده شده است. گردني استوانه اي شکل دارد و داراي چهار سيم يا رشته است. طرز نواختن کمانچه بستگي به نواحي مختلف ايران دارد.

سه تار
سه تار، ساز ملي موسيقي ايران است. اين ساز در ابتدا به سه سيم بيشتر نداشت. از اين رو آن را سه تا، ستو، ستويه و ستاه نيز ناميده اند، اما در اوايل عهد قاجار، توسط عارفي به نام مشتاق عليشاه، سيم چهارمي نيز بدان اضافه گشت. سه تار سازي است از خانواده سازهای زهي که همواره به عنوان ساز دوم يا سوم موسيقيدانان ايراني جايگاه خود را حفظ كرده است. سه تار از جنس چوب، با كاسه اي گلابي شكل و نيم كره اي، و دسته اي نازك تر از دسته تار و داراي چهار سيم مي باشد و با ناخن انگشت اشاره نواخته مي شود.
تنبور
تنبور با تاريخچه اي در حدود ۱۵۰۰ سال قبل از ميلاد، در ادوار مختلف تاريخي به چشم مي خورد و از رايج ترين سازهاي مضرابي است. تنبور زماني در انواع كاسه هاي گلابي شكل در ايران و سوريه ساخته مي شد و سپس از طريق تركيه و يونان به غرب راه يافت و كاسه بيضي شكل آن در مصر باب شد. امروزه، تنبور سازي است محلي، با دسته اي بلندتر و كاسه اي بزرگ تر و منحني تر از سه تار و داراي سه سيم و چهارده پرده، كه با پنجه نواخته مي شود و خاصه مجلس تنبورنوازان و دراويش كردستان و كرمانشاهان، مجري موسيقي مذهبي است.
دمام
دمام يکي از مشهـورتـرين آلات موسيقي در جـنوب کـشور، خصوصاً بـوشهـر است. دمام بصورتي استوانه شکـل است که دو طرف آن با پـوست مسدود شده و با تـسمه و طـناب آن را سفت و محـکم مي بـنـدند. موقعـي که آن را بـرروي زميـن بصورت محـکـم و ثـابت مي گـذارند، مي توانـند با دو دست هـم آن را بـنـوازند. در بعـضـي مـواقع آن را از گـردن خود آويزان کرده و شروع به نواخـتـن مي کـنند. با اينکـه دمام فـقط در مخصوص ايران است؛ اما بطور مـثـال شما مي توانيـد آن را در هـنـد، بعـضي از کـشورهـاي عـربي و آفـريقـايي پـيـدا کـنـيـد.
دو طبل
اين ساز از دو طبل بزرگ و کوچک ساخته شده است. اين نوعي ساز جنگي است که بوسيله کردها استفاده مي شود؛ از گردن اسب آويزان شده و براي بحرکت درآوردن و شور و شوق دادن به جنگجويان نواخته مي شود. اين ساز هم تقريباً شبيه به "تاس" است؛ مرکب از دو کاسه فلزي که پوست به روي آنها بوسيله تسمه محکم بسته شده، و آن دو بوسيله دو قطعه چرم به همديگر متصل مي شوند. طبل بزرگتر صداي بم تري از طبل کوچکتر دارد. دوطبل تقريباً شباهت به طبل هندي دارد، بجز آنکه آن طبل صداي بيشتري پخش مي کند و با انگشتان نواخته مي شود.
فلوت يا نی
فلوت يا ني و فلوت کوچک تنها سازهاي بادي چوبي هستند که فاقد زبانه اند. نفس اجرا کننده از سوراخ کوچکي که در کنار لوله نزديک به سر آن تعبيه شده وارد لوله مي شود. باز و بسته شدن سوراخها در فلوتهاي امروزی توسط کليد صورت ميگيرد. با آنکه فلوت از دسته "سازهاي بادي چوبي" شمرده مي شود ، اما امروزه فلوت را از نقره نيز مي سازند يا فقط بر روي ساز روکش نقره اي مي کشند.
تار
سازي ايراني، داراي نشانه هايي از ويژگيهاي اصيل و سنتي و قومي ايران و از كامل ترين سازهاي زهي ايراني است. در اواخر قرن نوزدهم ميلادي در مصر مطرح گرديد. برخي آن را منسوب به فارابي دانسته اند. تار به شكل امروزي سابقه طولاني و دوري ندارد، چرا كه تا چند دهه پيش، تار با پنج سيم نواخته مي شد، اما بر حسب احتياج سيم ششمي نيز بدان اضافه گشت. تار با مضرابي متشكل از يك تيغه فلزي (از جنس فلز برنج) آميخته با موم نواخته مي شود و از لحاظ صدادهي از انواع كامل آلات موسيقي ايراني است. تار در اركستر از وظيفه اجراي ملودي تا پشتيباني سازها به خوبي برمي آيد، به خصوص كه انواع تار با سيم هاي بم را مي توان بكار گرفت.
تنبک
تنبک از سازهاي كوبه اي پوستي است كه دارای بدنه اي از جنس چوب يا فلز يا سفال توخالي كه بر سطح دهانه فراخ آن پوست كشيده مي شود و زيربغل نهاده و با انگشتان دو دست مي نوازند. از زمان ساسانيان با نام دمبك وجود داشته و در پنجاه سال اخير بصورت مستقل نيز نواخته مي شود.

***

دوست عزیزم جناب امیر مدیر محترم وبلاگ فصل پنجم از کسانی که این سازها را نواخته اند نام بردند که کاملا به جاست، از ایشان ممنونیم.

نوازندگان این سازها که حتما با آنان آشنایی دارید:

سنتور: استاد پایور، استاد صارمی، استاد ورزنده، استاد کیایی، استاد مشکاتیان و......

ویلون: استاد حسین یاحقی، استاد پرویز یاحقی، استاد ملک، استاد تجویدی، استاد خرم، استاد بدیعی و .......

تار: استاد شهناز، استاد فرهنگ شریف، استاد مجد، استاد لطفی و .......

تنبک: استاد حسین تهرانی، استاد ملک، استاد امیر ناصر افتتاح، استاد اسماعیلی و ..........

نی: استاد کسایی، استاد ناهید، استاد موسوی و ........

سه تار و کمانچه: استاد عبادی، استاد بهاری و ......

 

 

ستار عزیز، همیشه در ترانه های سنتی که اجرا کرده اند از اکثر این سازهای استفاده کرده اند خصوصا ترانه های بزمی و سنتی ایشان مثل بزمهای که با مرحوم مهستی اجرا کرده اند همین طور در بزمی که پارسال عید به تنهایی اجرا کردند، که من بسیار زیاد به آنها علاقه دارم و با گوش کردنشان به آرامشی وصف ناپذیر می رسم. ترانه سفر (حیف حیف که عمرم به پای تو هدر شد حیف از جوونیم که با تو بی ثمر شد) البته مطمئن نیستم که اسم ترانه سفر باشه این ترانه قسمتی از بزم بهار ۸۶ است که به تنهایی اجرا کرده اند. ( قبلا در پست ترانه های بزمی قسمت سوم برای دانلود گذاشته ام می توانید دانلود کنید ).

البته بسیاری از ترانه های بزمی ستار عزیز هستند که با گوش کردن به آنها می توانید صدای این سازهای که نام برده شد رو بشنوید آن هم با مهارتی بسیار زیاد که نوازندگان آن نواخته اند. ساز مورد علاقه خود من سنتور و ویلون است که در قطعه زندگانی (شد زندگانی زندان من) به زیبای تمام توسط نوازنده های آن نواخته شده است، همین طور در دیگر ترانه های سنتی ستار مثل ساقی (ای ساقی من عمر دوباره ندارمدلبر(دل میگه دلبر میاد انتظارم سر میاد)، بدونم دوستم داری (اگه جای زندگیمون تو بیابونا باشه) و...

ستار یکی از معدود خوانندگانی است که تبهر زیادی در اجرای ترانه های سنتی دارد. اگر به آلبوم آواز ستار، دو قطعه اشک و افلاکی گوش کرده باشید می فهمید که این صدا و هنر ایشان چقدر والا و وسیع است. امیدوارم نفسشان همیشه گرم و صدایشان همیشه ماندگار باشد.

ترانه

آلبوم

ترانه سرا

آهنگساز

اشک

اشک

رهی معیری

لقمان ادهمی

اشک

اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام
خارم ولی به سایه گل ارمیده ام
با یاد رنگ و بوی تو ای نو بهار عشق
همچون بنفشه سر به گریبان کشیده ام
چون خاک در هوای تو از پا فتاده ام
چون اشک در قفای تو با سر دویده ام
من جلوه شباب ندیدم به عمر خویش
از دیگران حدیث جوانی شنیده ام
از جام عافیت می نابی نخورده ام
وز شاخ آرزو گل عیشی نچیده ام
موی سپید را فلکم رایگان نداد
این رشته را به نقد جوانی خریده ام
ای سرو پای بسته به ازادگی مناز
آزاده من که از همه عالم بریده ام
گر می گریزم از نظر مردمان رهی
عیبم مکن آهوی مردم ندیده ام
اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام
خارم ولی به سایه گل ارمیده ام

 

ترانه

آلبوم

ترانه سرا

آهنگساز

افلاکی

اشک

رهی معیری

لقمان ادهمی

افلاکی

چون زلف توام جانا در عین پریشانی
چون باد سحر گاهم در بی سر و سامانی
من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
خواهم که تو را در بر بنشانم و بنشینم
تا اتش جانم را بنشینی و بنشانی
ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی
من چشم تو را مانم تو اشک مرا مانی
در سینه سوزانم مستوری و مهجوری
در دیده بیدارم پیدایی پنهانی
من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی
من سلسله موجم تو سلسله جنبانی
از آتش سودایت دارم منو دارد دل
داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی
دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی
ای چشم رهی سویت کو چشم رهی جویت

 

بر دو چشمان تو سوگند، در تمام ملک هستی

 اولین عشقم تو بودی، آخرین عشقم تو هستی

 

+ نوشته شده در 17:7 توسط لیلا ستار.